14/05/2025
مجردی بعد از سی سالگی: افسانهای واقعیتر از واقعیت!
میگن مجرد ماندن بعد از سی سالگی مثل ماندن ده یک مهمانی است که همه رفتن، چراغا خاموش شده، صاحبخانه داره جارو میزنه، ولی تو هنوز با بشقاب سالاد ده دستت دنبال سس فرانسوی میگردی!😁😅🤣😂
تا قبل از سی سالگی، وقتی میگفتی مجردی، همه با تحسین نگاهت میکردن و میگفتن:
"وای خوش به حالت، زندگی میکنی!"
ولی بعد از سی، همان آدمها میاین با صدای آرام و حالت عاجل میپرسن:
"همه چی خوبه؟ کسی اذیتت کرده؟ بگو، ما پشتتیم!"
مادرت هم هر بار که یکی ازدواج میکنه، فقط بگی کسی از اعضای گمشده خانواده پیدا شده، آهی میکشه و میگه:
"فلانی هم رفت... فقط تو ماندی عزیزم!"
بله. مادر... من ماندم، مثل ته دیگی برنج که همیشه میمانه!
بزرگترین چالش ما مجردهای سیسالبهبالا چیه؟
جواب دادن به این سواله: "چرا هنوز مجردی؟"
جوابش باید علمی باشه، با پاورپاینت و نمودار و نتیجهگیری!
دیگه وقتشه یک برنامه تلویزیونی راه بندازیم به اسم:
"بمان با من تا ۳۵"
با بخشهای ویژه مثل:
– آشپزی برای یک نفر (و یک ظرف اضافه چون هیچوقت اندازه نمیپزی!)
– گفتوگو با بالش!
– مهمان ویژه امشب: کسی که داشت ازدواج میکرد ولی پشیمان شد و برگشت پیش ما!
در پایان...
مجردی بعد از سی سالگی مثل این است ده کنسرت زندگی، صندلی VIP گرفتی ولی خواننده فقط آهنگهای عاشقانه اجرا میکنه و هی میگه: "برای اونایی که دست یکی دیگر را گرفتن..."
و تو در آن وسطی که دست خودتو گرفتی که زیاد احساس تنهایی نکنی!
😁😁🤣🤣