تاريخ افغانستان

تاريخ افغانستان اسناد، تصاویر و روایت‌های اصیل تاریخ افغانستان
🔎 روایت در قاب تصویر
📚 گذشته‌ای که فراموش نمی‌شود

05/04/2026

پوهنتون کابل، ۱۹۶۵ع

‏میسیس ود معلم انگلیسی لیسه عالی حبیبیه موقع باغ عمومی کابل ، سال ۱۹۶۲ میلادی مطابق به سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی.
05/04/2026

‏میسیس ود معلم انگلیسی لیسه عالی حبیبیه موقع باغ عمومی کابل ، سال ۱۹۶۲ میلادی مطابق به سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی.

هنر و معماری مناطق مرکزی افغانستان ولایت دایکندی واقعا زیباست نوع هنر و معماری بیشتر به مناطق سیستان قدیم می ماند.
31/03/2026

هنر و معماری مناطق مرکزی افغانستان
ولایت دایکندی
واقعا زیباست نوع هنر و معماری بیشتر به مناطق سیستان قدیم می ماند.

25/03/2026

بادغیس، بالامرغاب:
پل هزار ساله‌ای که توسط مرحوم شهاب‌الدین غوری ساخته شده بود، اکنون از کار افتاده است.
متأسفانه این آب‌های شیرین اندکی بعد به سوی کشور همسایه جاری می‌شود و از منفعت مردم افغانستان خارج می‌گردد

یک قطعه فرمان شاه زمان سدوزايی از سال ۱۲۰۹ هجری قمری در مورد موضوع ( تقرر حسن خان به رتبه جبه دار باشی کابل ) .
25/03/2026

یک قطعه فرمان شاه زمان سدوزايی از سال ۱۲۰۹ هجری قمری در مورد موضوع ( تقرر حسن خان به رتبه جبه دار باشی کابل ) .

13/02/2026

چشت شریف – هرات، افغانستان

چشت شریف در جنوب شرقی هرات، حدود ۱۷۰ تا ۱۸۰ کیلومتری شهر هرات واقع شده است. این شهر از نظر تاریخی اهمیت دارد و در دوران غوریان (قرن ۱۲ و ۱۳) مرکز مهمی بوده است.

این منطقه به ویژه به عنوان زادگاه طریقت صوفی چشتیه شناخته می‌شود که بعدها در شبه قاره هند گسترش یافت. صوفی معروف خواجه ابواسحاق شامی چشتی در اینجا زندگی می‌کرد.

از جمله بناهای تاریخی آن می‌توان به مناره شیشک اشاره کرد که در دوران غوریان از آجر پخته ساخته شده است. این مناره دارای کتیبه‌های کوفی و ​​نسخ و طرح‌های هندسی است. امروزه به دلیل فرسایش طبیعی و بی‌توجهی آسیب دیده است.
chesht sharif – nparat, afghanstan

ذخیره نفت/تیل _ بینی نیزار /کارته آریانا _ کابلمنبع گردآوری تصاویر آرشیف ملی هالند - عکاس ، تاریخ نامعلومایوب عظمی
13/02/2026

ذخیره نفت/تیل _ بینی نیزار /کارته آریانا _ کابل

منبع گردآوری تصاویر آرشیف ملی هالند - عکاس ، تاریخ نامعلوم
ایوب عظمی

سرگذشت لیسه امانینوشته نشر شده در روز نامه المانی برگرداننده: عنایت الله حبیبروابط بین کشور المان و افغانستانامان الله خ...
11/02/2026

سرگذشت لیسه امانی
نوشته نشر شده در روز نامه المانی

برگرداننده: عنایت الله حبیب
روابط بین کشور المان و افغانستان
امان الله خان برادر کوچک خود را با یک تعداد شهزادگان ۱۳ نوجوان درباری شامل این مکتب کرد. به اندک زمان تعداد شاگردان افزایش یافت. در آن وقت به استثنای تاریخ، الهیات و زبان دری، دیگر مضامین به زبان آلمانی تدریس می شد. این مکتب به سه مرحله ابتدایی، متوسطه و عالی تقسیم شده بود. دروس از ساعت ۸ آغاز و تا ساعت ۴ بعد از ظهر ادامه داشت.
هدف اساسی این مکتب تربیت جوانانن با مسئولیت و با وجدان و آزادمنش برای پذیرش در دانشگاه های آلمان به رشته های اداری، طب، انجنیری و تعلیم وتربیه بود. تا در فرجام، افغانستان نیز مانند جاپان با قشر تحصیل یافته در جوامع پیشرفته راه باز کند.
در قرارداد عهده دار این مکتب آلمان – افغانستان وزارت معارف پرویس ( وزارت معارف آن وقت ) بود. در قرارداد درج گردیده بود که شهادتنامه لیسه امانی در دانشگاه های آلمان به رسمیت شناخته شده و فارغ التحصیل آن، حق شمول را در همه دانشگاههای آلمان دارند. از اینجاست که وزارت معارف پرویس در تنظیم و پلان در سی لیسه امانی سهم بارز داشت.
نخستین دوره شاگردان بکلوریا ( معادل ابیتور درآلمان ) باید در سال ۱۹۳۵ فارغ میشدند. دروس باوجود مشکلات و موانع زیاد الی ۱۹۳۶ ادامه داشت. در سال ۱۹۲۹ بنابر فعالیت های مخفی انگلیس ها شورش در کابل صورت گرفت و شاه امان الله مجبور شد به قندهار فرار کند. دیپلمات های آلمانی در رسمیت شناختن قدرت در افغانستان تردید داشتند؛ تا آنکه سکرتر وزارت خارجه انگلیس در بخش شرق، به وزارت خارجه آلمان پیشنهاد کرد اوضاع افغانستان را عادی بشمارند. بازگشت امان الله خان بخاطر سیاست رفورم طلبی مترقی بیش از حد امکان پذیر نیست. زیرا از پشتیبانی مردم برخوردار نبود سلطنتش مورد قبول نمی باشد. و بعد از گذشت ایام یخبندان خنک دیده شود که زمام قدرت و حکومت را در افغانستان چه کسی در دست می گیرد. مدیر مکتب آقای ایون باوجود آنکه این لیسه از جمله پروژه های مهم و مترقی پادشاه سابق بود. شرایط بغرنج سال ۱۹۲۹ را نادیده می گرفت. بعد از اتمام شورش در ماه دسامبر، راپوری را به وزارت خارجه آلمان تحت عنوان «سرنوشت مرکز تعلیمی لیسه امانی در زمان شورش و باز شدن دوباره آن بعد از تاج پوشی نادرخان » چنین نوشت: « در ۱۴ جنوری ۱۹۲۹ باند بچه سقاو کابل را تسخیر کرد. این گروه با خارجیان دشمنی داشته و مذهبی فناتیک بود. وزارت معارف را لغو کردند و مکاتب را بستند» برای آقای ایون دوره پیشرفت و آزادی فکری تمام
داکتر ایون در اخیر راپور خود می نگارد: « افغانستان یک مملکت جوان بوده بعضی اوقات ناآرامی هایی به وجود می آیند، اما این کشمکش ها آینده درخشان را در قبال دارد. سر نوشت لیسه امانی پایدار خواهد بود، در صورتیکه تعلیم و تدریس با احساسات دینی روحانیون هماهنگ باشد.»
شده بود و معلمان مانند چینو، لیبیک و مایر فرار کردند.
داکتر والتر ایون آمر مکتب امانی به خانم خود اوضاع را چنین نوشت: « کوهستانی ها از مکتب امانی قشله عسکری ساختند و مخالفین ها که به سرکوبی آمده اند از آن به مثابه طویله استفاده کردند. و گوسفندان در منازل دوم گاو و اسپ ها در منزل اول و شترها در صحن باغ، فضله حیوانات در صنف ها بسیار بدنما و بدمنظر است.»
او نمیتواند جلو عساکر را بگیرد. میزها، چوکی ها، میز استادان، چوبهای فرش و کتاره زینه ها را می سوزاندند. در داخل اتاق های درسی آتش روشن میکردند و شیشه های صنف ها را در بازار می فروختند. تحویلخانه مواد درسی با هزار جلد کتاب نابود شد.
داکتر ایون می افزاید که:« در مقابل همه این خرابکاری ها و ویرانکاری ها عاجز بوده و برایش اجازه داخل شدن به مکتب نمی دادند.
در ۱۵ اکتوبر ۱۹۲۹ والتر ایون با اعلیحضرت نادرشاه دیدن نموده و نادرخان از او بحیث دوست قبلیش پذیرایی و زحمات او را تقدیر کرد. اعلیحضرت فرمود: « ایون میتواند برای انکشاف افغانستان سعی به خرچ بدهد، اما باید نظر به شرایط مملکت و عصر و زمان آهسته تر گام نهد....» چند هفته این چور و چپاول مکتب دوام داشت و حکومت نیز مقابل این خرابکاری ها عاجز بود.
در ۹ نوامبر ایون توانست مکتب را دوباره فعال سازد و تا بازگشت معلمان جدید از آلمان، فارغ التحصیلان دانشگاههای آلمان ( مانند دیپلوم انجنیر اکرم پرونتا، دوکتور پوپل، داکتر یوسف و دیگران) را بحیث معلم استخدام کرد. داکتر ایون به آلمان اطلاع داد که همه مواد درسی نابود شده و یکی از معلمان افغانی بقتل رسیده است. شاگردان دوباره به دروس خود حاضر میشوند. شاگردان از نظر عقلی و فکری متاثر شده و نظم مکتب برایشان ناآشنا می باشد.
در پایان سال، ایون تعدادی کتابهای مفقود شده را دوباره از بازار خریداری و در جمع آوری مواد درسی اقدام کرد. شاگردان سالمند را مرخص کرده شاگردان جدید پذیرفت و بعد از هشت هفته دوباره دروس را با ۳۰۲ شاگرد آغاز کرد. داکتر ایون در اخیر راپور خود می نگارد: « افغانستان یک مملکت جوان بوده بعضی اوقات ناآرامی هایی به وجود می آیند، اما این کشمکش ها آینده درخشان را در قبال دارد. سر نوشت لیسه امانی پایدار خواهد بود، در صورتیکه تعلیم و تدریس با احساسات دینی روحانیون هماهنگ باشد.»
با وجودیکه دولت آلمان از امان الله پشتیبانی میکرد و در مارچ ۱۹۲۱ قرارداد دوستی با اعلیحضرت امان الله خان عقد کرد و در سال ۱۹۲۸ از وی در برلین پذیرایی خوبی انجام دادند، باز هم بعد از تبعید او مناسبات این دوکشور به حالت عادی برگشت. ماریوکرستین، افسر آلمانی در سال ۱۸۳۱ مانور ده هزار سرباز افغانی را که کلاه هایی فولادی به سر داشتند و آماده باش بودند، رهبری می کرد.
در سال ۱۹۳۱ سفیر آلمان اطلاع داد که اوضاع آهسته آهسته رو به بهبود است و اعلیحضرت نادرخان علاقمند فعال ساختن پروژه های آلمان بوده و اظهار می دارد که مردم در آرزوی همکاری با آلمان می باشند. در ماههای گذشته آرامش نسبی در مملکت برقرار بود. کار تعلیم و تربیت در مکتب پر ثمر و قناعت بخش است. در سال ۱۹۳۲ آقای ایون ۴۹۱ شاگرد و ۲۳ استاد داشت و بودجه مکتب صدهزار رایش مارک Reichmark بود. در سال بعد در این مرکز تعلیمی
در ۹ نوامبر ایون توانست مکتب را دوباره فعال سازد و تا بازگشت معلمان جدید از آلمان، فارغ التحصیلان دانشگاههای آلمان ( مانند دیپلوم انجنیر اکرم پرونتا، دوکتور پوپل، داکتر یوسف و دیگران) را بحیث معلم استخدام کرد. داکتر ایون به آلمان اطلاع داد که همه مواد درسی نابود شده و یکی از معلمان افغانی بقتل رسیده است. شاگردان دوباره به دروس خود حاضر میشوند. شاگردان از نظر عقلی و فکری متاثر شده و نظم مکتب برایشان ناآشنا می باشد.
۶۱۹ شاگرد مشغول فراگیری دروس بودند و مکتب مقام اول را داشت.
در سال ۱۹۳۳ تعداد آلمانی هایی که بحیث استاد، انجینیر، بازرگان یا به حیث آمر پروژه های دولتی بودند که برای کارهای مختلف استخدام شده بودند، زیادتر بود؛ آمر چاپخانه دولتی، کارشناسان سنگهای لاجورد و صادرات آن و مشاورین پست و تلگراف همه آلمانی تبار بودند. نظر به گفته یک نفر آلمانی، در بین قاره آسیا دور از وطن، شنیدن جمله « گوتن تک» (روز شما خوش) بسیار خوشایند است. این سلام گفتن از طرف یک شخص نبوده بل از طرف همه مردم در وقت روبرو شدن، این جمله شنیده می شد. روابط حکومت افغانستان به کلی عادی بود، حتا آرزوی آن می رفت که نمایشگاه پوست قره قل را از لندن به لایپزیک انتقال بدهند.
۸ نوامبر سال ۱۹۳۳ در باغ ارگ شاهی در مراسم اعطای شهادتنامه به شاگردان لایق، نادرشاه مورد سوء قصد قرار گرفته و به اثر فیر تفنگچه توسط شاگرد لیسه امانی، شهید گردید. بعد از نادرشاه پسر ۱۸ ساله اش محمدظاهرشاه به تخت سلطنت نشست و تا سال ۱۹۷۲ پادشاه بود و از آن سال به بعد در ایتالیا در تبعید به سر می برد. قاتل نادرشاه از معلم خود مضامین رسامی، بیولوژی و زبان آلمانی « آقای الیاس بالکی » به این بهانه که سفر به پیش دارد خداحافظی کرد. نظر به گفته بالکی قاتل را بر وقت غروب آفتاب نزدیک به دروازه کابل واسکت بریدند و جسدش را به پیش سگها انداختند.
قبلاً در ماه جولای، یک نفر افغان بنام سیدکمال که در برلین دانشجو بود، سفیر افغانستان را که برادر شاه بود، در داخل سفارت به قتل رسانید. دو ماه بعد از آن یکی از معلمان لیسه امانی به سفارت انگلیس در کابل داخل شده و قصد قتل سفیر انگلیس را داشت. اما سکرتر سفارت او را با همکارش از پا درآورد. قابل تذکر است که این شاگردان هیچگاه از سوی معلمان و مدیر مکتب آقای داکتر والتر ایون به قتل این اشخاص تشویق نگردیده بودند. بلکه آنان به فامیل هایی ارتباط داشتند که امان الله خان را شاه قانونی و نادرخان را بحیث غاصب تاج و تخت میدانستند.
نظر به این سوء قصدها بود که یک تعداد افغانان که از جمله هوادارن قاتلین به شمار می رفتند و از آن جمله، معاون آقای داکتر ایون و شاگردان دوره ثانوی و عالی مکتب به دار آویخته شدند. اسم لیسه امانی به افتخار از بین بردن حکومت بچه سقا (حبیب الله کلکانی ) در سال ۱۹۲۹ بنام لیسه نجات تغییر یافت. در اطلاعیه ۲۹ دسامبر ۱۹۳۳ سفارت آلمان درج است که: « تعدادی از شاگردان ثانوی لیسه امانی نسبت قتل نادرشاه محکوم به اعدام و حبس شده اند. ۲۶ شاگرد در حبس می باشند و تعداد شاگردان مکتب کم شده است. علاوه برآن صدراعظم خودخواه ( محمدهاشم خان) و حکومت آن نسبت به لیسه نجات حس بدبینی پیدا کرده اند.
آقای ایون ایام خیلی دشوار را سپری میکرد و در سال ۱۹۳۶ اولین امتحان بکلوریا را ۶ شاگرد از آن جمله دو شاگرد به درجه عالی، سه شاگرد به درجه خوب و یک شاگرد با درجه قناعت بخش، سپری کردند. فارغ التحصیلان لیسه امانی مطابق اهداف این مکتب بحیث مامورین عالیرتبه، صدراعظم، وزیر، انجینر استاد و محقق ایفای وظیفه می کردند. حتا ببرک کارمل که به زمامداری کشور رسید و از جانب شوروی کمک می شد، در سال ۱۹۳۰ از لیسه امانی فارغ شده بود. در سال ۱۹۳۵ نسبت این سوء قصدها همه استادان آلمانی از لیسه امانی تبدیل و آقای داکتر والتر ایون به برلین برگشت.

در زمان حکومت ه-ی ت-لری، مناسبات بین آلمان و افغانستان خوب بود. اما بدون ایون. قاتل سفیر برلین «محصل سید کمال » در سال ۱۹۳۵ اعدام شد. در سال ۱۹۳۱ در جنب لیسه یک مکتب شخصی در کابل افتتاح شد. همچنان در این سال شرکت هوانوردی لوفت هانزا پروازهای
در سال ۱۹۳۱ سفیر آلمان اطلاع داد که اوضاع آهسته آهسته رو به بهبود است و اعلیحضرت نادرخان علاقمند فعال ساختن پروژه های آلمان بوده و اظهار می دارد که مردم در آرزوی همکاری با آلمان می باشند. در ماههای گذشته آرامش نسبی در مملکت برقرار بود. کار تعلیم و تربیت در مکتب پر ثمر و قناعت بخش است. در سال ۱۹۳۲ آقای ایون ۴۹۱ شاگرد و ۲۳ استاد داشت و بودجه مکتب صدهزار رایش مارک Reichmark بود. در سال بعد در این مرکز تعلیمی ۶۱۹ شاگرد مشغول فراگیری دروس بودند و مکتب مقام اول را داشت.
منظم برلین – تهران- کابل را آغاز کرد. در سال ۱۹۳۷ مکتب میخانیکی به همکاری وزارت اقتصاد افغانستان و کمک شرکت زیمنس در کابل تحت راهنمایی متخصصان آلمانی افتتاح گردید. زیمنس شبکه برق رسانی شهر کابل را با همکاری انجنیران آلمانی مربوط اداره تود Todt به عهده گرفت و دستگاه برق چک وردک را نصب کردند. اکثریت شاگردان مکتب میخانیکی ۲۳۰ پسر جوان در رشته های برق قوی، ماشین سازی، تخنیک اتومبیل، لحیم کاری و ابزارسازی مشغول تحصیل بودند. در سال ۱۹۳۹ حکومت افغانستان کریدیتی به مبلغ ۵۵ میلیون رایش مارک (معادل ۳۵۰ میلیون یورو) را از حکومت آلمان دریافت کرد.
در سال ۱۹۴۰- ۱۹۴۱ کمیسون مشترک آلمان – افغان مذاکراتی را بمقصد راه یافتن افغانستان به بحر هند، که در صورت حمله ناگهانی هیتلری تانکها، رادارها و طیاره های کافی از آلمان بگیرد، انجام دادند و در مذاکرات از نامهایی مانند اکسی Achse خط برلین – بغداد – کابل یاد شده است. در سال ۱۹۴۱ به تاریخ ۱۷ فبروری، ارگان عالی نظامی هیتلر موظف شد تا به تعقیب اوپراسیون باربار روسا Barbarrosa امکانات پیاده شدن عساکر را در افغانستان به خاطر حمله به هندوستان تحقیق و بررسی کنند.
این تنظیم نظامی هیتلر ۱۷ دیویزیون/ بخش لشکری را تخمین و تعیین کرده در نظرداشت تا در خزان سال ۱۹۴۳ هیتلر قشون انگلیسی را در شرق وسطی به کمک حمله زمینی شکست داده و از راه ترانس قفقاز خارج و داخل عراق گردیده و در لیبیا با عساکر رومل به کمک اعراب انقلابی و آزادی خواه به طرف کانال سویز پیشروی کند.
افغانستان در جنگ جهانی دوم بیطرفی خود را با داخل شدن عساکر سرخ در جنگ اعلان کرد و در یازدهم اکتوبر ۱۹۴۱ سفیر انگلستان و سفیر روسیه افغانستان را مجبور به اخراج ایتالیایی ها و آلمان ها کردند. اما افغانستان به شرطی به اخراج آنها موافقه کرد که الی رسیدن افراد ایتالیایی و آلمانی به منازل شان در بازگشت بدون خطر وآزاد باشند و روابط دیپلماتیک بین افغانستان وآلمان تا ماه ۸ می ۱۹۴۵ ادامه داشت.
از سال ۱۹۴۱ به اینطرف دروس مکتب توسط معلمان افغانستانی به زبان دری پیش برده میشد و زبان آلمانی که از سال ۱۹۳۰ بحیث زبان خارجی تدریس می گردید.
در سال ۱۹۵۰ آلمان ها و اطریشی ها به افغانستان برگشتند. شاگردان لیسه امانی هر سال به زبان آلمانی در صحنه تیاتر پارچه های تمثیلی مانند امیلاجالوتی، دایره تباشیری قفقازی ( که برگرداننده این مقاله نیز در آن سهم داشت) و درام های مشهور نویسندگان آلمانی را به نمایش می گذاشتند. در سال ۱۹۵۵ مناسبات رسمی دوباره آغاز گردید و اشخاص سرشناس زیر از افغانستان دیدن کردند:
لودویک ارهارد، هاینریش لوبکی، کورت گیورگ گینزینکر، والتر شیل ( و در این اواخر گرهارد شرویدر مهماندار نشست بن بود.) و خانم مرکل از قوای ایساف بازدید نمودند.

هر زمان که دیپلمات های آلمانی از صمیمیت و دوستی افغانستانی ها نسبت به آلمان ها حرف میزنند، لیسه امانی را سبب اصلی این ارتباط می دانند. قسمی که در اسناد وزارت خارجه آلمان ثبت است، اساسگذار و بنیادگر این ارتباط نیک را داکتر والتر ایون می شمارند. هوشیاری و درایت و زیرکی و فهم عمیق او را در شناخت مردم افغانستان تقدیر و تمجید و ستایش می کنند. او بود که لیسه امانی را افتتاح کرد وشرایط توسعه آن را بحیث یک مرکز تعلیمی شناخته شده، با همه مشکلات مهیا ساخت.
آقای داکتر والتر ایون در اپریل ۱۹۴۵ در شمال برلین وفات یافت.
برگرداننده: از روز نامه FAZ المانی از محترم عنایت الله حبیب، استاد تخنیکم ساختمانی در هامبورگ

06/02/2026

زیارت شاخ، بدخشان:
زیارت‌های قدیمی، مردم پس از قربانی کردن گاو نر (مل) یا دیگر حیوانات، شاخ‌های آن‌ها را به‌عنوان نشانهٔ نذر، یادبود یا احترام در محل زیارت باقی می‌گذارند. به مرور زمان، این شاخ‌ها روی هم انباشته می‌شوند و به یک نماد فرهنگی و مذهبی تبدیل شده‌اند. در این ویدیو همراه ما شوید تا از نزدیک با این زیارت خاص، ریشه‌های تاریخی آن و روایت‌های مردم محل آشنا شوید.

اعلامیه:موزیم هنر اسلامی (MIA) در شهر دوحه، قطر، با همکاری بنیاد فرهنگ آغاخان (AKTC)، نمایشگاه مهم بین‌المللی را تحت عنو...
03/02/2026

اعلامیه:

موزیم هنر اسلامی (MIA) در شهر دوحه، قطر، با همکاری بنیاد فرهنگ آغاخان (AKTC)، نمایشگاه مهم بین‌المللی را تحت عنوان
«امپراتوری نور: دیدگاه‌ها و صداهای افغانستان» افتتاح نمود.

این نمایشگاه از تاریخ ۲ فبروری تا ۳۰ می ۲۰۲۶ ادامه دارد و به تاریخ پربار، هنر، تمدن و معماری افغانستان اختصاص یافته است؛ افغانستان را به‌عنوان چهارراه تاریخی تمدن‌ها، اندیشه‌ها و فرهنگ‌ها به جهان معرفی می‌کند.

در این ابتکار فرهنگی بین‌المللی، همکاری سازنده دولت قطر، موزه‌های قطر و موزیم هنر اسلامی شایان قدردانی است. حمایت دولت قطر از فرهنگ، هنر و دیپلماسی تمدنی، زمینه‌ساز برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی گردیده است تا میراث تاریخی و فرهنگی افغانستان به‌گونه‌ای درخور و علمی در سطح جهانی معرفی شود.

در این نمایشگاه نزدیک به ۱۵۰ اثر تاریخی و هنری به نمایش گذاشته شده است. همچنان مدل‌های معماری چوبیِ شماری از مهم‌ترین مکان‌های تاریخی افغانستان نیز به نمایش درآمده که تمامی آن‌ها توسط بنیاد فرهنگ آغاخان در مرکز آموزش مسلکی جنگلک کابل ساخته شده‌اند.

بنیاد تاریخی مندیگک این نمایشگاه را گامی مهم و تأثیرگذار در راستای معرفی هویت تاریخی، میراث هنری و ارزش‌های تمدنی افغانستان در سطح بین‌المللی می‌داند و از دولت قطر، موزه‌های قطر و بنیاد فرهنگ آغاخان به‌خاطر تلاش‌ها و همکاری‌های پایدار فرهنگی‌شان صمیمانه سپاس‌گزاری و قدردانی می‌نماید.

📍 بنیاد تاریخی مندیگک، افغانستان







30/01/2026

خانه ای که به نام مولانا جلال‌الدین بلخی در بلخ یاد می‌شود، یادآور روزگاری است که بلخ یکی از مهم‌ترین مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام و افغانستان بزرگ بود. در سده‌های گذشته، این شهر خاستگاه اندیشمندان، عارفان و دانشمندانی بود که در فقه، فلسفه، ادبیات و عرفان نقش بزرگی داشتند. مولانا نیز در چنین فضای علمی و معنوی پرورش یافت؛ محیطی که آموزش دینی، ادب دری و سلوک عرفانی در کنار هم جریان داشت. بلخ را «ام‌البلاد» می‌گفتند؛ شهری که مدرسه‌ها، خانقاه‌ها و حلقه‌های درس آن، محل تربیت نسل‌هایی از اهل دانش و دل بود. نسبت دادن یک مدرسه به نام مولانا، بیش از یک ساختمان، نماد پیوند دانش و معنویت، و یادآور ریشه‌های عمیق فرهنگی این سرزمین است؛ ریشه‌هایی که هنوز الهام‌بخش دوستداران علم و عرفان‌اند. 🌿📖 #مولانا #مولوی #بلخ #افغانستان بزرگ تاریخ_اسلام عرفان ادب_فارسی میراث_فرهنگی Balkh Rumi⁩

سینمای بهارستانسرک دوم کارته پروان یا کارته پریان، از بهترین منطقهٔ شهر کابل بود.
28/01/2026

سینمای بهارستان
سرک دوم کارته پروان یا کارته پریان، از بهترین منطقهٔ شهر کابل بود.

Address

Kabul
Kabul

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when تاريخ افغانستان posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Museum

Send a message to تاريخ افغانستان:

Share

درباره ما

نهاد تاريخي مندیگک با داشتن یک شبکه گسترده ای از کارشناسان و مؤرخان شناخته شده و کارفهم در کشور، می کوشد تا در باره تاریخ این سرزمين در عرصه تحقيقات،کتابها، تصاویر، اسناد معتبر خطی- سمعی- بصری، اوراق مستند کاغذي- نقشه ها، سکه ها و بسياری از مواد دیگر را علاوه به لسان های رسمی کشور به دیګر زبان های دنیا از جمله عربی، انگليسی، اردو، روسي و فرانسوی نشر نمايد.


  • ويبسايت http://mundigak.com/fa

  • دري فېسبوک

  • پښتو فېسبوک