28/07/2026
آینده بازار کار
اخیراً مصاحبهای از ایلان ماسک را شنیدم که در آن درباره آینده کار، هوش مصنوعی و رباتهای انساننمای هوشمند سخن میگفت. او معتقد است که با پیشرفت شتابان این فناوریها، بخش بزرگی از مشاغلی که امروز بهوسیله انسانها انجام میشود، در آینده به هوش مصنوعی و رباتها واگذار خواهد شد. به باور او، کار کردن دیگر یک ضرورت اقتصادی برای تأمین هزینههای زندگی نخواهد بود، بلکه به انتخاب شخصی تبدیل خواهد شد. به این معنا که افراد نه از روی اجبار مالی، بلکه برای علاقه، خلاقیت، کسب تجربه یا یافتن معنا در زندگی کار خواهند کرد.
ماسک همچنین پیشبینی میکند که گسترش هوش مصنوعی و رباتیک، ظرفیت تولید کالاها و خدمات را به اندازهای افزایش خواهد داد که بسیاری از کمبودهای اقتصادی از میان برود. هنگامی که ماشینهای هوشمند بتوانند بهصورت شبانهروزی و با هزینهای اندک در کارخانهها، مزارع، شبکههای حملونقل و مراکز خدماتی فعالیت کنند، تولید افزایش مییابد و کالاها و خدمات فراوانتر و ارزانتر میشوند. او در چنین شرایطی از مفهومی به نام «درآمد همگانی بالا/universal high income» سخن میگوید؛ درآمدی که از ثروت تولیدشده بهوسیله هوش مصنوعی و رباتها تأمین میشود و باید برای برخورداری همه مردم از یک زندگی مناسب و مرفه توزیع گردد.
این دیدگاه تصویری جذاب و خوشبینانه از آینده ارائه میکند. اما مسئله اساسی این است که اگر مالکیت هوش مصنوعی، رباتها، دادهها و ابزارهای تولیدی در دست شمار اندکی از شرکتها و صاحبان سرمایه باقی بماند، افزایش بهرهوری ممکن است بهجای رفاه همگانی، به تمرکز بیشتر ثروت، حذف مشاغل و گسترش نابرابری بینجامد. برنی سندرز نیز در واکنش به چنین پیشبینیهایی هشدار داده است که هوش مصنوعی و رباتیک باید به سود تمام بشریت به کار گرفته شوند، نه اینکه تنها ثروت گروه کوچکی از میلیاردرها را افزایش دهند.
با این حال، من بر این باورم که آینده بازار کار را نه پیشگوییهای پیامبرگونه این یا آن فرد، بلکه واقعیتهای اقتصاد کلان تعیین خواهد کرد.
اینکه طرح یوتوپیایی «درآمد همگانیِ بالا» چگونه تحقق خواهد یافت و اساساً تا چه اندازه تحققپذیر است، برای من روشن نیست. پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی دقیق متخصصان اقتصاد کلان، اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری عمومی است تا امکان اجرا، سازوکارهای تأمین مالی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن را ارزیابی کنند. با این حال، اگر چنین طرحی روزی واقعاً تحقق یابد، ممکن است آرمانشهری که در آن استثمار کارگران کاهش مییابد یا پایان میپذیرد، نه از مسیر انقلاب کارگری، بلکه در نتیجه اوجگیری ظرفیتهای تولیدی سرمایهداری و در پرتو سیاستهای عادلانه بازتوزیع ثروت پدید آید.
نظر برنی سندرز را در مورد بشنوید و در کمنت نخست نوشته ایلان ماسک را ببینید.